غريبه اي در خيابان...
پرسه هاي شبانه ام
آواز خواندن هاي بيگاه
و اين اشك هاي ناخوانده
شايد مرا عجيب مي كند..
آنقدر عجيب
كه اگر در خيابان از كنارم بگذري
مرا نشناسي..
نبيني..
حتي مجنونم بپنداري!هه...
اما همه ي آنچه لازم دارم در اولين لحظه نسيبم مي شود
زماني كه موهايم را در ايينه ي چشمانم مرتب ميكنم...!
+ نوشته شده در ساعت توسط شیوا راد
اینجا منم و حرفهای من