ديگر هيچ واژه اي نمانده..
واژه ها در راهند اقا...
انقدر دير كردي كه بي قرار شدند..
پياده در تمام جاده هاي شهر راه افتادند..
حالا نمي دانم هر كدامشان كجايند..
آسيمه سر و ديوانه اند..
تصادف نكنند خوب است..!
بدتر از همه يك من بي واژه اينجا چه كند..
پ.ن:كاش بودي..دست هايت بدجوري جايشان خاليست اينجا..

+ نوشته شده در ساعت توسط شیوا راد
اینجا منم و حرفهای من