بهار من تويي..

امسال عيد كه بيايد

تو نمي آيي..

و چه بهت عجيبي!

كه بهار جلوتر از تو گام بردارد...!

غريب يعني من!

برف هم بي تو برف نميشود اقا...

به صداي امدن برف گوش كن..
مي شنوي؟

هيچ صدايي نيست
برف هم روزه ي سكوت گرفته..

رفت و امد برفي


برف امد


و سپيدي اش پوشاند


غم ها را


..


و برف رفته حالا


و دوباره سياهي غم ها مانده


به روي ادم ها...

برف نامه

برف مي آيد

          بي آنكه كسي صداي پايش را بشنود

           و مي رود , بي صداتر از آمدنش

           برف جان!

آفرين برتو..

تو نه مثل خورشيد هر روزه اي

نه مثل ابر دلگير

نه مثل باد هرزه گرد

 و نه مثل اين بارانِ ديوانه

   نيازمند توجه آدم ها..

تو  دل هاي شكسته را مثل باران زخم نميزني..اصلا روح داري!!

در گمانم هست كه تو آدمي بودي دلگير

و دچار يك جور ياس فلسفي

برف شده اي در اعتراض به نظام خلقت!!