دوست دارمش 5

تولد نامه

به تقریب چهار سال پیش عاشورا بود که تو را یافتم

عاشورا بود و اشک و آه

و این شروع نامیمون آن پایان نابهنگام را در پی داشت

عاشوراست و تولدم امسال

باز هم اشک و آه و..

خدا به خیر کند پایان ماجرای عمرم را..

پ.ن ۱:از تک تک رفقای گل نت که یادشون بود و با تبریکشون شرمندم کردن بی نهایت سپاس گزارم

پ.ن ۲: تولدم هرجور هروقت٬ مبارک

دوست دارمش 5

این هم از عزاداری...

به هیئت که بروی همه چیز هست

دیزاین ناخن٬ آرایش٬ بحث نام بچه ی همسایه ی تازه زاییده٬ جهاز دختر عقد کرده ی اقا جمالی بقال محل٬ گشتن دنبال عروس(الکی نیست ها..کاری ست بس تخصصی و عبارتست از دختری نجیب سربه زیر و آفتاب مهتاب ندیده علی الخصوص برای پسر فخری خانوم که ۶۰ دوست دختر دارد و شاید زن بگیرد به حق امام حسین و به گفته ی والده ی محترمه سر به راه شود)٬ افزایش قیمت مرغ و..

این مجلس های عزاداری کامل کامل اند

فقط یک چیز در آن ها نیست که آن هم ای بابا..اصلا به چشم نمی آید !!

"حسین" همان چیز گمشده ست..

دریابیمش...................

دوست دارمش 4

من یک ماشینم

من یک ماشینم

 می توانم کارهای زیادی بکنم

 کار کنم

 درس بخوانم

 مهمانی بروم

 سفر کنم

کفش هایم را واکس بزنم

و حتی لبخندهای دوست داشتنی بزنم !

فقط..اومممم....نمی توانم دوست بدارم

آن هم چندان مهم به نظر نمی رسد

آری !! اصلا مهم نیست !!!

من یک ماشینم..

 

دوست دارمش 3

آنقدر ها هم بد نیستم!

خدای عزیز سلام!

همیشه و همه جا می شود با شما سخن گفت اما

این بار به سبب اهمیت موضوع ترجیح دادم کتبا" خدمتتان عرض کنم.

من میخواهم استعفا دهم!

از ادم بودن..

و اعتراف می کنم بیش از هر کاری در جهان سخت است.

البته می شود مثل خیلی ها فقط نامش را به دوش کشید اما من دیگر انقدرها هم حیوان نیستم!

خواهشا نامم را از لیست بکش بیرون و مرا معاف کن!

دوست دارمش2