فریاد های سوخته
آینده ای خواهم ساخت که گذشته ام در مقابل آن زانو بزند...
آفتاب عشق من است كه هر روز بر جهان ميتابد
دلم كسي را ميخواهد..
اكنون
و هر اكنون
ميخواهدش..
او را مدام ميجويم...
از تمام مردم شهر پرسيده ام كسي اورا نديده..
مگر ميشود خورشيد در آسمان نباشد؟؟؟!!
+
نوشته شده در ساعت توسط شیوا راد
اینجا منم و حرفهای من
روزها ی من
اما تو هم می توانی باشی
با حرفهایت...
(همه ي اينها نوشته هاي منند..)
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
آذر ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
بهمن ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
آبان ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
پیوندها
دفن شده
BLOGFA.COM